صفحه اصلی اخبار اکتشافات

اکتشافات

آخرین نفس دنباله دار النین

نامه الکترونیک چاپ PDF

ساکنان نیمکره ی شمالی زمین مدتهاست که در حسرت ظهور دنباله داری زیبا و پرنور هستند تا زینت بخش آسمان نیمکره ی شمالی باشد. دنباله داری همچون مکنات (C2006/p1) که چند سا.ل پیش مناظر بسیار زیبایی در معرض دیدگان نیمکره ی جنوبی ها قرار داد 

هنگامی که دنباله دار النین (C/2010 X1) در دسامبر سال گذشته کشف شد پیش بینی می شد که  دست کم انتظار فراتر رفتن از حد دید چشم غیر مسلح را برآورده کند. خوب باید قبول کرد که نمی بایست انتظار ظهور مکنات یا هیل باپی دیگر میداشت اما ساکنان نیمکره شمالی اندکی از دیدن دنباله دارهای پرنور ناامید شده اند. پیش بینی می شد که مسیر النین در درون منظومه شمسی در نهایت به حضیض مداری با فاصله تنها 0/48 واحد نجومی در 10 سپتامبر امسال ختم شده و در نهایت با قرار گرفتن در فاصله 0/23 واحد نجومی از زمین در اواسط اکتبر در یک جهش سریع با درخشندگی مناسب به مدت چند هفته در آسمان صبحگاهی نمایان شود.

اما افسوس که چنین اتفاقی نیفتاد! حدود 10 درصد دنباله دارهای بلند دوره ی این چنینی به طور تصادفی در اولین بازدیدشان از درون منظومه شمسی متلاشی می شوند و دنباله دار النین نیز به همین سرنوشت دچار شد. در ماه آوریل این میهمان ناخوانده ی یخی به تدریج نشانه هایی از خستگی از خود بروز داد! و در نهایت 3 هفته پیش از رسیدن به حضیض ظاهرا به طور کامل خودش را از بین برد.

این تمام آنچیزی است که از دنباله دار النین بر جای مانده. در این تصویر که حدود یک ماه پیش با 5 دقیقه نوردهی با استفاده از یک تلسکوپ شکستی 4 اینچ تهیه شده است ضربدر قرمز رنگ محل پیش بینی شده ی دنباله دار النین را در هر فریم نشان می دهد. خط خفیفی که لحظه ای در سمت راست تصویر به چشم می خورد سیارک بی نام 138524 از قدر 14/5 است!

جان بورتل که به مدت بیش از 50 سال میهمانان یخی منظومه ی شمسی را دنبال می کند می گوید: (( دنباله دارهایی که شروع به متلاشی شدن می کنند مدت زیادی پس از آغاز این فرآیند دوام نمی آورند (که البته این در مورد دنباله دارهایی که شکافته شده و به چند تکه ی کوچکتر تقسیم می گردند صادق نیست). برای دنباله دار النین نیز این فرآیند از اواخر ماه اوت آغاز شد. محو شدن دنباله دار النین ناگهانی و دراماتیک بود.))

اما همچنان برخی از منجمان سرسخت به دنبال آخرین اثرات باقیمانده از این دنباله دار در آسمان می گردند که البته موفقیت چندانی در پی ندارد. خوان خوزه گونزالز اخیرا دوبار گزارش دیدن ابری محو را از ارتفاعات 1720 متری آلتو دل کاسترو در شمال اسپانیا ارائه داده است. مشاهداتی که بسیاری دیگر از منجمان کارکشته در این زمینه که اغلب مجهز به دوربین های عکاسی حرفه ای مناسب برای انجام این کار هستند در مورد آن اختلاف نظر دارند.

فارغ از جدال بر سر مشاهده ی بصری یا عکاسی با سی سی دی که همواره در مباحث دنباله دارها مطرح است، در این زمینه که دنباله دار النین هیچگاه تهدیدی برای موجودیت زمین نیست و نبوده هیچ جای سوالی وجود ندارد. حاشیه ای که بسیاری از رسانه ها در مورد احتمال بالای برخورد این دنباله دار با زمین در اوایل سال جاری میلادی به وجود آوردند. ارنستو گایدو، جیووانی سوسترو و نیک هووس حدود 1 ماه پیش با استفاده از یک رصدخانه ی کنترل از راه دور در نیو مکزیکو توانستند ابری نازک در محل پیش بینی شده ی دنباله دار النین در آسمان ثبت کنند. آنها در وبسایت خود اشاره می کنند: (( این ابر حدودا 40 دقیقه ی قوس طول و حدود 6 دقیقه ی قوس کشیدگی در ناحیه ی پیش بینی شده داشت.))

در همین حال منجمانی که از ندیدن دنباله دارها به تنگ آمده اند می توانند در لابه لای ستارگان صورت فلکی هرکول (جاثی) دنباله دار گاراد را بیابند. البته به نظر نمی آید که این دنباله دار هیچگاه به درخشندگی بیش از قدر 7 برسد اما این میزان درخشندگی را تا دی ماه حفظ خواهد کرد. ضمن اینکه محل آن در آسمان در طی این مدت تغییر زیادی نخواهد داشت. بنابر این لباس گرم بپوشید و تلسکوپ ها و دوربین های دوچشمی تان را همراه خود بیرون ببرید و با استفاده از نقشه های راهنما نگاهی به این دنباله دار بیندازید!

 

 

منبع: Skyandtelescope.com

آخرین به روز رسانی ( شنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۰۱ )
 

خبرهای جدید از نوه های منظومه شمسی: قسمت دوم: دوقلوهای مشتری

نامه الکترونیک چاپ PDF

به نظر می آید مدت ها از روزهایی که کشف یک قمر جدید به دور سیاره ای تحسین و توجه همگان را جلب میکرد گذشته باشد.

بر طبق اعلام اتحادیه جهانی نجوم چند منجم توانسته اند دو قمر کوچک به دور سیاره مشتری بیابند. در مورد مشخصات این دور قمر در ادامه توضیحاتی خواهم داد. اما باید اعتراف کنم که این خبر خیلی دیر بر روی سایت قرار گرفته است. از اعلام خبر کشف این دو قمر حدودا یک ماه میگذرد و در این حالیست که در خبر قرار گرفته بر روی وبسایت اتحادیه جهانی نجوم نیز ذکر شده است که این کشف حدود 10 ماه پیش و هنگامی انجام گرفته است که مشتری در نزدیکترین مقابله اش با زمین در فاصله بین سال های 1963 تا 2022 قرار داشت.

در هر صورت این دو قمر جدید (اس 2010 جی 1) و (اس 2010 جی 2) نامیده شده اند. رابرت جاکوبسن، مارینا بروزوویچ، برت گلدمن، مایکل الکساندرسن اولین قمر را در تصاویر تهیه شده از مشتری توسط تلسکوپ 5 متری رصدخانه هیل در کالیفرنیا در هفتم سپتامبر سال گذشته کشف نمودند. تصاویر تایید کننده در شب پس از کشف، و سپس در طی چندین ماه مشاهده توسط کریستین ویلت با استفاده از تلسکوپ کانادا- فرانسه- هاوایی واقع بر روی قله ماناوکیای هاوایی تهیه شدند. اما داستان کشف قمر دوم تا حدودی برعکس است. ویلت قمر دوم را در 8 سپتامبر با استفاده از تلسکوپ سی اف ایچ تی کشف نمود و پس از آن منجمان رصدخانه پالومار آن را توسط تصاویری که شب پیش از کشف تهیه کرده بودند تایید کردند.

هر دو این اقمار بسیار کوچک هستند: (اس 2010 جی 1) تنها 2 کیلومتر قطر دارد و قدر آن در هنگام کشف 23/3+ بود. (اس 2010 جی 2) اندازه ای معادل نصف قمر اول دارد و قدر آن هنگام کشف 23/9+ بود. هر دو قمر در مدارهایی نامنظم به دور مشتری میگردند. شیب و خروج از مرکز بسیار زیاد مدار این دو قمر باعث میشود که آنها در جهت های عکس جهت چرخش مشتری به دور خودش و سایر اقمار بزرگ آن به دور مشتری بگردند. در واقع این دو قمر حرکت رو به عقب دارند.

از همین جا میتوان دریافت که این دو جرم کوچک در حین سرگردانی در منظومه شمسی اسیر گرانش غول منظومه شمسی شده اند. همانطور که اسکات شپارد متخصص سیارات بیرونی منظومه شمسی اشاره میکند، مشتری توسط خانواده های گوناگونی از اقمار کوچک نامنظم احاطه شده است که احتمالا باقیمانده اجرام بزرگتر با حرکت عقب گرد هستند که دچار تصادم های از روبه رو شده و به تکه های کوچک تقسیم شده اند.


بسیاری از اقمار گسترده ی مشتری به قدری دور هستند که حتی با فضاپیمایی در نزدیکی مشتری هم قابل شناسایی نیستند. این نما از هیمالیا، درخشان ترین قمر از این دست توسط کاوشگر کاسینی در 19 دسامبر سال 2000 از فاصله 4/4 میلیون کیلومتری تهیه شده است.

در نهایت (اس 2010 جی 1) و (اس 2010 جی 2) صاحب نامهایی اساطیری خواهند شد اما به نظر نمی آید که این اتفاق خیلی زود بیفتد. مجموعه ای از اقمار مشتری که در سال 2003 کشف شدند همچنان منتظر نظر گروه استخراج نام برای سیستم های سیاره ای اتحادیه جهانی نجوم هستند تا به کشف اعقاب و گذشته مبهم و سایر منسوبات افسانه ای پادشاه سیارات بپردازند و در نهایت اسامی مناسبی برای اقمار این سیاره ی بارور بیابند!

در ضمن، با کشف این اقمار جدید اکنون تعداد اقمار مشتری به عدد 65 رسید که در رقابت برای کسب عنوان بیشترین تعداد اقمار منظومه شمسی اندکی آن را بالاتر از زحل با 62 قمر قرار میدهد. در حال حاضر تعداد کل اقمار منظومه شمسی 171 عدد است که در این میان هفت قمر متعلق به سیارات خرد پلوتو، اریس و هااومئا هستند. لیست اقمار منظومه شمسی را میتوانید در اینجا چک کنید.

 

 

 

منبع: Skyandtelescope.com

آخرین به روز رسانی ( سه شنبه ۰۴ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۶ )
 

خبرهای جدید از نوه های منظومه شمسی: قسمت اول: نوزاد پلوتویی!

نامه الکترونیک چاپ PDF

اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل توانستند چهارمین قمر را به دور سیاره خرد یخی پلوتو کشف نمایند. این قمر کوچک جدید، که به طور موقت با نام ( شناخته میشود، به طور تصادفی در جستجوی هابل به منظور یافتن حلقه هایی به دور این سیاره خرد آشکار شد( P4

قدر این قمر 26+ است که درخشندگی حدود یک دهم قمر نیکس دارد. چنانچه میزان بازتاب پذیری سطح آن را برابر با شارون در نظر بگیریم (35%) در آن صورت قطر آن تنها 14 کیلومتر خواهد بود. اگر   این قمر جدید بسیار تیره تر از این مقدار باشد در آن صورت قطر آن میتواند حدود 40 کیلومتر نیز باشد. در هر صورت این قمر جدید کوچکترین قمری است که تاکنون به دور پلوتو کشف شده است. در مقام مقایسه، شارون، بزرگترین قمر پلوتو، 1043 کیلومتر قطر دارد و اقمار دیگر نیکس و هایدرا مابین 32 تا 113 کیلومتر قطر دارند

مارک شوآلتر از انستیتوی ستی که پروژه را هدایت کرده است می گوید: ((من این قابلیت هابل را که ما را قادر ساخت تا یک چنین جرم کوچکی را در فاصله ی بیش از 5 میلیارد کیلومتر با این وضوح رویت کنیم واقعا چشمگیر می بینم.))


تزکیبی از دو تصویر هابل که پلوتو و اقمارش را نشان میدهد.

این کشف یکی از نتایج کارهای در حال انجام به منظور پشتیانی از پروژه افق های نو ناسا است که قرار است در سال 2015 از میان منظومه پلوتو عبور کند. این ماموریت به منظور فراهم نمودن بینشی جدید درمورد دنیاهایی که در لبه ی منظومه شمسی قرار دارند طراحی شده است. نقشه برداری هابل از سطح پلوتو و کشف اقمار آن برای برنامه ریزی های هنگام ملاقات افق های نو با پلوتو و منظومه اش فوق العاده گرانبها است.

آلن استرن محقق ارشد پروژه افق های نو از دانشگاه بولدر در کلرادو میگوید: ((این یک کشف خارق العاده است. اکنون که ما پی برده ایم که پلوتو قمر دیگری دارد میتوانیم برای ملاقات های نزدیک کاوشگر افق های نو با آن برنامه ریزی کنیم.))

قمر جدید هر 32 روز یکبار به دور پلوتو میچرخد. فاصله این قمر از پلوتو حدود 59 هزار کیلومتر است و بنابراین بین مدار نیکس و هایدرا که در سال 2005 توسط هابل کشف شدند، قرار گرفته است. شارون در سال 1978 در رصدخانه نیروی دریایی آمریکا کشف شد و در سال 1990 با استفاده از هابل مشخص شد که جرمی جدا از پلوتو است. در حال حاضر تعداد کل اقمار منظومه شمسی 171 قمر است.


نمایی خیالی از منظومه اقمار پلوتو که در آن قمر جدید پلوتو هم به چشم میخورد.

دانشمندان باور دارند که منظومه اقمار پلوتو حاصل برخورد پلوتو با جرمی در اندازه ی یک سیاره در اوایل منظومه شمسی است. مواد متلاشی شده پرت شده به بیرون سرانجام با همدیگر آمیخته شده و منظومه اقمار پلوتو را تشکیل داده اند.

سنگ هایی که در طی ماموریت های آپولو از ماه به زمین آورده شده اند داشنمدان را به این نظریه رساند که برخوردی مشابه بین زمین و جرمی هم اندازه مریخ در 4/4 میلیارد سال پیش باعث به وجود آمدن ماه شده است. دانشمندان باور دارند که ذراتی که از اقمار پلوتو در نتیجه ی برخورد شهاب سنگ های بسیار کوچک آزاد شده اند، شاید حلقه هایی را در اطراف پلوتو ایجاد کرده باشند؛ اما هابل تاکنون نتوانسته است حلقه ای را به دور این سیاره خرد بیابد. این مشاهده شگفت آور یادآور توانایی هابل به عنوان رصدخانه ای که قادر به انجام کشفیات متحیرکننده و در عین حال برنامه ریزی نشده در زمینه های مختلف علم نجوم است، می باشد.

  قمر جدید پلوتو ابتدا در تصویر تهیه شده توسط دوربین میدان دید باز شماره 3 هابل در 7 تیرماه مشاهده شد. وجود این قمر در تصاویر بعدی هابل که در 12 و 27 تیر تهیه شدند تایید شد. قمر جدید پلوتو هنگامی کشف شد که پلوتو در مقابله و فاصله بیش از 31 واحد نجومی از زمین قرار داشت. این قمر در تصاویر قبلی هابل از پلوتو دیده نشده بود، چرا که نوردهی این تصاویر کمتر بود. این احتمال وجود دارد که این قمر در تصاویر سال 2006 همچون لکه ای بسیار کمنور ظاهر شده اما به علت مبهم بودن از آن چشم پوشی شده بود.

اما در مورد نام این قمر جدید بسیاری با نام سربرس Cerberus موافق هستند که در اساطیر یونان باستان سگ سه سری بود که از دنیای مردگان زیرزمینی پلوتو مراقبت میکرد. اگر نام خاصی را مد نظر دارید میتوانید در نظرسنجی غیر رسمی که در اینجا و اینجا در این زمینه برگزار میشود اعلام نمایید. البته خیلی انتظار نداشته باشید که نامی که برمی گزینید مورد توجه اتحادیه بین المللی نجوم قرار گیرد! شاید آنها از قبل نام مورد نظرشان را انتخاب کرده باشند.

 

 

منبع: ناسا

 

.

آخرین به روز رسانی ( شنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۶ )
 

تلسکوپی که در آتش سوخت!

نامه الکترونیک چاپ PDF

این یک داستان عبرت آموز در مورد فردی است که با احتیاط کامل از ابزار رصدی اش استفاده میکرد اما با مراقبت کامل هم نتوانست از آتش گرفتن تلسکوپش جلوگیری کند.

برخی از شما شاید مایک لینچ را که یکی از خوش ذوق ترین منجمان آماتور آمریکاست بشناسید. او مکررا برنامه های رصدی شبانه در شهر محل اقامتش یعنی مینیاپولیس برگزار میکند. او نویسنده چندین کتاب رصدی، روزنامه نگار علمی و همچنین دارای یک وبسایت است که میتوانید در اینجا ببینید. شاید جالب باشد که بدانید مایک نزدیک به 30 سال است که هواشناس یک ایستگاه رادیویی است.


این تصویری از تلسکوپ 14/5 اینچی مایک لینچ در روزهای خوشی اش است! این تلسکوپ نقش زیادی در برنامه های رصدی و کلاس های او ایفا میکرد.

چندی پیش مایک پس از آن که شب گذشته با تلسکوپ 14/5 اینچ دابسونی استارمسترش به رصد آسمان پرداخته بود به سمت ایستگاه رادیو حرکت کرد. او تلسکوپ را در ایوان پشت منزلش قرار داد و از آنجائیکه برای بردن تلسکوپ به داخل منزلش بسیار خسته بود برای صرفه جویی در زمان تیوب تلسکوپ را در وضعیت افقی قرار داد، روی آن را پوشاند و درپوش چشمی را روی آن قرار داد تا از جمع شدن شبنم در اطراف و ورود آن به درون تلسکوپ جلوگیری کند. به نظر می آید که مایک همه کارها را مطابق روش معمول انجام داده است، این طور نیست؟

اما صبح روز بعد همسر مایک در حالیکه از کوره در رفته بود با لینچ تماس گرفت. او گفت: ((تلسکوپت همین الان در حال انفجار است و مقر آن در آتش میسوزد.)) مایک با اضطراب به سرعت خود را به خانه رساند تا تلسکوپش را در حالیکه به سمت آسمان نشانه رفته بود ببیند. تقریبا به غیر از اسکلت سوخته ی تلسکوپ چیز دیگری باقی نمانده بود.

خیلی طول نکشید که مایک بداند چه اتفاقی برای تلسکوپش افتاده است.


یک انطباق کوتاه و عجیب با خورشید باعث آتش گرفتن تلسکوپ شد و چیزی جز جنازه ی سوخته ی آن باقی نگذاشت.

باد کاور تلسکوپ را با خود برده بود. تلسکوپ در وضعیت افقی قفل شده بود اما همین باد باعث شده بود تلسکوپ از دنده بیرون بیفتد و در وضعیت قائم و متاسفانه رو به جنوب شرق قرار گیرد! چندی پس از آن خورشید صبحگاهی دقیقا از مقابل آینه تلسکوپ عبور کرده بود. عجب شانسی! هنگامی که این اتفاق افتاد، بقیه ی حوادث هم پشت سر آن روی داد: ابتدا در پوش چشمی تلسکوپ آتش گرفت و خیلی زود نیمه ی بالایی تلسکوپ زیر شعله های آتش سوخت. هند کنترلر، محل قرارگیری چشمی ها و فایندر تلسکوپ به طور کامل محو شدند!

خوشبختانه همسر مایک موفق شد تا آتشی ترین صحنه ی زندگی اش را ببیند و پس از تماس با آتش نشانی از گسترش آتش جلوگیری و خسارت را محدود به مقر و خود تلسکوپ بکند. مایک می گوید: ((خوشبختانه تلسکوپ من بیمه بود! و بیمه خسارت آن را جبران خواهد کرد. اما باید بگویم احساس بدی در این مورد دارم.)) البته خود مایک اضافه میکند که احساسش نسبت به اینکه خورشید تلسکوپ او را از بین برد خیلی بدتر است!

احتمالا اگر این ویدیو را از آتش گرفتن تلسکوپ مایک ببینید خود را عقب خواهید کشید و زیر لب خواهید خندید!

 

 

منبع: اسکای اند تلسکوپ

آخرین به روز رسانی ( پنجشنبه ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۴۹ )
 

سیارکی که ردپاهای زمین را دنبال میکند!

نامه الکترونیک چاپ PDF

 

یه وقت نترسید ها! اما باید بگویم که سیارکی در حال تعقیب زمین است! این سیارک که پاییز گذشته کشف شده تقریبا در مداری مشابه مدار زمین در حال حرکت است. با این وجود نیازی به انجام عملیات های سریع متوقف سازی این سیارک نیست. مدل های کامپیوتری نشان میدهند که تا آینده ای قابل پیش بینی این جرم (که در تصویر با فلش مشخص شده است) حداقل در فاصله ی 19 میلیون کیلومتری از زمین باقی خواهد ماند و بنابراین خطر برخورد با زمین وجود نخواهد داشت. در حال حاضر، این سیارک که نام 2010 SO16 برای آن برگزیده شده است، در حال انجام یکی از نزدیکترین ملاقات هایش با زمین است. این سیارک که اندازه ای بین 200 تا 400 متر دارد، نسبت به زمین در مسیری نعل اسبی شکل حرکت میکند که گاهی اوقات آن را به آن طرف خورشید منتقل میکند. شبیه سازی نشان میدهند که بر خلاف مسیر سه سیارک دیگری که در چنین مدارهایی یافت شده اند مدار 2010 SO16 به مدت حدود 250 هزار سال پایدار بوده و احتمالا تا 200 هزار سال دیگر هم به همین شکل باقی خواهد ماند.

 


منبع: وبسایت نشریه ساینس
آخرین به روز رسانی ( جمعه ۲۶ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۴۰ )
 

WASP 33b: وقتی رکوردهای بزرگ خیلی کوچک میشوند.

نامه الکترونیک چاپ PDF

به نظر می آید جهنم های سیاره ای که میشناسیم هر روز داغ و داغ تر میشوند. 20 سال پیش داغ ترین سیاره ای که میشناختیم زهره با دمای 460 درجه سانتیگراد بود. تازه پس از آن بود که شکارچیان سیارات فراخورشیدی شروع به کشف مشتری های داغ کردند: دنیاها یا بهتر است بگوییم جهنم هایی که هم از زهره بسیار داغ تر و هم بسیار بزرگتر هستند و در فواصل نزدیک به دور ستاره هایشان میگردند. برخی از آن سیاره ها بیش از 1000 درجه سانتیگراد دما داشتند.


اکنون اخترشناسان در مقاله ای خبر از کشف یک رکورد شکن جدید داده اند: WASP 33b سیاره ای که به دور ستاره ی سفید داغی در فاصله ی 380 سال نوری از ما در صورت فلکی آندرومدا می چرخد. این سیاره که همچون مشتری یک غول گازی است هر 29/28 ساعت یکبار به دور ستاره اش میگردد (این عدد را با 225 روز برای زهره مقایسه کنید) و بنابراین در فواصل معین از بخشی از نور ستاره اش میکاهد. همین عامل باعث کشف این دنیای جدید توسط اخترشناسان شد. پس از آن در اواخر اکتبر آنها با استفاده از تلسکوپ ویلیام هرشل در جزایر قناری اقدام به شناسایی درخشش سیاره در امواج مادون قرمز کردند. و از همین جا دمای آن به دست آمد: عدد خارق العاده 3200 درجه سانتیگراد. این مقدار صدها درجه بیشتر از قهرمان قبلی است و در مقام مقایسه زهره را به پلوتو تبدیل میکند!

 

کاترین گِرِی: دختر 10 ساله ی کانادایی که یک ابرنواختر کشف کرد!

نامه الکترونیک چاپ PDF

یکشنبه گذشته همه چیز به کام یکی از اهالی شهر کوچک بردتون در ایالت نیوبرانزویک کانادا خوش بود. 

به مدت چندین ماه، کاترین گِرِی دختر 10 ساله ی کانادایی در تکاپوی یافتن یک ابرنواختر بود. و این تنها هنگامی طبیعی می نماید که بدانیم پدرش پائول تاکنون سابقه ی کشف شش مورد اینچنینی را داشته است. او در این باره میگوید: ((دخترم صحبت های من با همسرم در مورد کارولین مور را شنید)). کارولین مور نوجوانی اهل نیویورک است که کشف یک ابرنواختر در سال 2008 باعث شد که افتخار عکس گرفتن همراه با باراک اوباما در شب رصدی در کاخ سفید نصیبش شود.


راست: تصویری از کاترین گِرِی. کشف ابرنواختر SN 2010lt برای کاترین گِرِی 10 ساله یک موفقیت بزرگ به حساب می آید 

کاترین پیش از این بارها پدرش را در حالیکه به دقت مشغول تحلیل و بررسی دقیق تصاویر تهیه شده از آسمان به منظور کشف ابرنواختر بوده دیده است. او تاکید میکند: ((اگر یک فرد 14 ساله میتواند یک ابرنواختر بیابد، چرا من نتوانم؟))

پس از آنکه یک اجرای آزمایشی نشان داد که او میتواند تغییرات احتمالی در روشنایی را در تصاویر قبل و بعد تشخیص دهد؛ پائول از دوست منجم قدیمی اش دیوید لین خواست تا در شب قبل از آغاز سال نو چند تصویر از کهکشان ها تهیه کند. دور روز پس از آن در حالیکه پائول به دقت مراقب بود، کاترین در جست و جوی کشف یک ابرنواختر شروع به مقایسه ی این تصاویر جدید با تصاویر پیشین با استفاده از کامپیوتر کرد. هنگامیکه چهارمین جفت از عکس ها ظاهر شدند، او به پدرش گفت: ((اون چیه؟ می تونه یکی از اونا باشه؟))

پدر متعجب نگاهی دقیق تر انداخت. با اطمینان کافی، چیزی در نزدیکی شمال غرب UGC 3378 در حال ظاهر و غیب شدن در تصویر بود. UGC 3378 کهکشانی از قدر 15 در فاصله 240 میلیون سال نوری از ما در صورت فلکی زرافه است.

یک بررسی سریع نشان داد که این نقطه ی درخشان از قدر 17 نه یک سیارک فضول و نه حتی یک ابرنواختر از پیش شناسایی شده است! چند ساعت پس از آن برایان تایمن منجم آماتور اهل ایالت ایلی نویز آمریکا این کشف را تایید کرد. خیلی زود نام SN 2010lt برای این ابرنواختر برگزیده شد و روز بعد طیف تهیه شده از این جرم توسط رصدخانه ی ویپل در آریزونا آن را در ردیف انفجارهایی   از نوع   که تقریبا در نزدیک اوج درخشش شناسایی شده است قرار داد  

راست: یک جفت تصویر تهیه شده توسط دیوید لین منجم کانادایی ابرنواختر SN 2010lt را آشکار کرد. این ابرنواختر در فاصله 25 ثانیه ی قوسی در شمال غرب (بالا سمت راست) کهکشان میزبانش UGC 3378 قرار دارد.

برخی از برجسته ترین منجمان ساعت ها زمان برای یافتن ستاره هایی که منفجر میشوند صرف میکنند. اما کاترین اورورا (در انگلیسی یعنی شفق قطبی!) گِرِی کشفش را در کمتر از 15 دقیقه انجام داد! و به همین ترتیب، نام او به عنوان جوان ترین فردی که تاکنون توانسته است یک ابرنواختر کشف کند در کتاب رکوردهای جهانی ثبت گردید.

او در مصاحبه با یک شبکه ی خبری گفت : ((من از اینکه توانستم یک ابرنواختر بیابم بسیار هیجان زده شدم. هرچند در صورتیکه این کشف تایید نمیشد نمیخواستم خیلی هم امیدورار باشم.))

اعلام خبر کشف این ابرنواختر اکنون کاترین را در گردبادی از توجهات رسانه ای گرفتار کرده است. او در طی دو روز با بی بی سی، ان پی آر، سی ان ان و فاکس نیوز، مطرح ترین شبکه های خبری جهان مصاحبه داشته است. اما میتوان حدس زد که بیست سوالی های دانش آموزان در مدرسه ای که او در آن درس میخواند از همه ی اینها بیشتر باشد!

برای مطالعه ی بیشتر در مورد کاترین و کشفش میتوانید به اینجا و اینجا مراجعه کنید.

 


منبع: Skyandtelescope.com
 

کپلر 10b: کوچک و سنگین اما داغِ داغ!

نامه الکترونیک چاپ PDF

اخترشناسان به تازگی خبر از کشف سیاره ای فراخورشیدی داده اند که تنها 40 درصد بزرگتر از زمین است و از همین رو عنوان کوچکترین سیاره ای را که در ماورای منظومه ی شمسی کشف شده یدک میکشد. هرچند که این سیاره برای اینکه میزبان حیات باشد بیش از اندازه به خورشیدش نزدیک است اما کشف آن مرحله ای مهم در تلاش برای پی بردن به پاسخ این سوال که سیارات زمین مانندی که قابل سکونت باشند چه قدر در جهان فراوانند است. این کشف همچنین به ما میگوید که با کمی خوش شانسی و ابتکار تکنولوژی های جدید اخترشناسان در ظرف چند سال قادر به کشف سیارات زمین مانند سکونت پذیر خواهند بود.

البته خبر این کشف یک جورایی پیش از این درز کرده بود! سال گذشته اعضای تیم گرداننده ی تلسکوپ فضایی کپلر که این سیاره را کشف کرده است اعلام کردند که تاکنون تعداد بسیار زیادی سیاره ی فراخورشیدی که اندازه هایی کمتر از نصف مشتری دارند یافته اند به طوری که به راحتی میتوان پی برد سیارات این چنینی در کهکشان بسیار رایج هستند.

در آن هنگام دیمیتیار ساسلوف یکی از اعضای ارشد پروژه کپلر در کنفرانس TED نموداری را نشان داد که در آن از نزدیک به 265 سیاره ی کشف شده توسط کپلر حدود 140 مورد با عنوان ((شبیه به زمین)) نامگذاری شده بودند که قطری کمتر از دو برابر زمین داشتند. هرچند که او به این مطلب اشاره کرد که بسیاری از این سیارات نامزد هستند و ممکن است در بررسی های آتی حذف گردند. اما او به این نکته هم اشاره کرد که اخترشناسان قادر خواهند بود از این بین حداقل 60 سیاره ی زمین مانند را بیابند. این کنفرانس را میتوانید از اینجا دریافت و مشاهده نمایید.

داغ داغ داغ! این ها کلماتی هستند که میتوانند سیاره ی تازه کشف شده ی کپلر 10b را به خوبی تشریح کنند. فاصله ی کم این سیاره از ستاره اش باعث زودتر اعلام شدن خبر کشف آن شد اما در عین حال از همین جا پی میبریم که دما بر روی سطح آن در حد ذوب سنگ ها و صخره هاست.

اکنون کپلر اولین سیاره ی فراخورشیدی سنگی هم اندازه ی زمین که مدت ها انتظارش را میکشیدیم کشف کرده است. کپلر برای انجام چنین کاری ماه ها به طور مداوم به 150 هزار ستاره در صورت فلکی دجاجه خیره شده است. تلسکوپ کپلر که یک متر قطر دارد به یک ابزار حساس اندازه گیری نور متصل است که قادر به شناسایی افت نور ستاره هنگام عبور سیاره از مقابلش است، حتی اگر این افت نور به میزان 0/01درصد نور ستاره باشد این ابزار قادر به شناسایی آن خواهد بود. اگر چشم شما قادر باشد افت نوری که در اثر خاموش شدن یک لامپ از بین 10 هزار لامپ روی میدهد را شناسایی کند آن هنگام شما میتوانید ادعا کنید که توانایی تشخیص شما با کپلر برابری میکند!


با توجه به فاصله ی کم سیاره کپلر 10b از ستاره اش احتمالا این سیاره دچار قفل کشندی شده است؛ به این معنی که همواره یکسوی آن رو به ستاره اش است و طرف دیگرش همواره پشت به ستاره. از همین رو همانطور که در این نمای تخیلی نمایان است چنانچه این سیاره جو نداشته باشد (که احتمالا همین طور هم است) دما در یکسوی آن به قدری زیاد است که این سمت از شدت حرارت در حال درخشش خواهد بود و سمت دیگر آن در تاریکی مطلق.

ستاره کپلر 10 ستاره ای همچون خورشید از قدر 11 است. نور ستاره ی کپلر 10 هر 0/84 روز به میزان 0/015 درصد افت پیدا میکند و از همین جا کپلر توانست سیاره ی جدید را که نام کپلر 10b را برایش برگزیده اند، بیابد. این سیاره در فاصله ی یک بیستم فاصله ی عطارد از خورشید قرار دارد. دانشمندان کپلر توانستند تصوراتشان را از این سیاره راحت تر از آنچه که فکر میکردند بهبود ببخشند چرا که نور این ستاره درخشان است و تقریبا لکه های روی ستاره روی آن تاثیر ندارند. همین عامل به آنجا اجازه داد تا دو نوع مشاهده ی دیگر را هم بر روی این سیاره انجام دهند: اول انجام مشاهداتی با استفاده از رصدخانه های زمینی بر روی تغییرات بسیار ناچیز رنگ ستاره که در اثر گرانش کششی سیاره ناشی میشود و دوم ((ستاره لرزه))هایی که توسط کپلر اندازه گیری شده اند و اطلاعات بیشتری در مورد این ستاره در اختیار میگذارند.

نتیجه ی درک بهتر از ستاره، اطمینان بیشتر در تشریح ویژگی های سیاره است. کپلر 10b قطری معادل 1/42 برابر زمین دارد اما جرم آن 4/6 برابر زمین است. این اعداد دقیق عدد چگالی این سیاره را رقمی برابر 8/8 گرم بر سانتی متر مکعب نشان میدهند که میتوانید آن را با چگالی زمین برابر با 5/5 گرم بر سانتی متر مکعب مقایسه کنید. این چگالی بالا بدین معنی است که با توجه به چگالی احتمالی بالای هسته، این سیاره باید به طور کامل از آهن و سنگ تشکیل شده باشد و در واقع باید آن را یک گلوله ی فلزی عظیم به حساب آورد. با دانستن این اطلاعات میتوانیم بگوییم که این سیاره اولین سیاره ی فراخورشیدی است که تاکنون ویژگی هایش به صورت کاملا دقیق شناسایی شده اند. همین دقت باعث میشود تا این سیاره اولین سیاره ی فراخورشیدی باشد که با قاطعیت میتوان گفت سنگی است. تنها رقیب کپلر 10b، COROT 7b است که جرم و اندازه ی آن سیاره هم به علت سوسوهای زیاد ستاره اش به اندازه ی کافی دقیق نیست.

کپلر 10b شاید هم اندازه ی زمین باشد اما به سختی شبیه زمین است. یک سال بر روی این سیاره بیش از 20 ساعت طول نمیکشد! با توجه به فاصله ی این سیاره از ستاره ی شبیه به خورشیدش احتمالا دمای آن در یک سو برابر با 1600 درجه ی سانتیگراد خواهد بود که از داغ ترین گدازه های روی سطح زمین هم داغ تر است. حتی اگر شکافی در عمق پوسته ی سیاره هم وجود داشته باشد که دماهای متعادل تری داشته باشد باز هم با توجه به عمر زیاد سیاره و ستاره که حدود 8 میلیارد سال تخمین زده میشود و بادهای ستاره ای مخوف ستاره، حتی اگر در آنجا آبی هم وجود داشته باشد سال هاست که از بین رفته است.

هدف بعدی کپلر یافتن سیارات هم اندازه ی زمین است که به اندازه ی کافی از ستاره شان دور باشند تا آب که جز اساسی وجود حیات است بتواند بر روی آنها به صورت مایع وجود داشته باشد. برای یک ستاره ی خورشید مانند این کار دست کم چند سال دیگر به طول خواهد انجامید. همچنین نیاز به یک ستاره ی مناسب و مشاهدات زمینی دقیق هم است. البته ستاره های کمنورتر و سردتر که سیاره ها در فاصله ی کمتری به دورشان میگردند میتوانند اعلام خبر کشف دوقلوی زمین را جلوتر بیندازد.

 

 

 

منابع:  Skyandtelescope.com، news.sciencemag.org

 

آخرین به روز رسانی ( شنبه ۰۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۷ )
 

آسمان پررر از ستاره...!

نامه الکترونیک چاپ PDF

تصور کنید که آمارگیران سال 2010 آمریکا به دقت جمعیت ایالت تگزاس را شمارش کرده و سپس بر حسب پراکندگی جمعیت به دست آمده از ایالت تک ستاره، اقدام به محاسبه کل جمعیت آمریکا کنند. بی شک تخمین آنها از تعداد افرادی که در آمریکا زندگی میکنند بسیار اشتباه خواهد بود چرا که آنان میزان پراکندگی جمعیت ایالت های پر تراکم شمال شرقی، ایلینویس و کالیفرنیا را با ایالت کم تراکمی همچون تگزاس یکسان در نظر گرفته اند.

اما این دیدگاهی است که اخترشناسان هنگامی که قصد شمارش تعداد ستارگان را در عالم دارند مجبورند از آن بهره گیرند. در اینجا آنان مجبورند پارامتری که با نام تابع جرم اولیه برای کهکشان راه شیری محاسبه میشود در مورد تمامی کهکشان های دیگر به کار برند. آنان تعداد 200 تا 400 میلیارد ستاره برای کهکشان ما را به عنوان قانون کلی در نظر گرفته و تعداد کهکشان های عالم را بیش از 100 میلیارد فرض میکنند؛ بدین ترتیب آنها به رقم تخمینی 10 تا 100 سپتیلیون ( 1022 تا 1023) ستاره در کل عالم میرسند.

به همان میزان که این عدد برای شما شگفت انگیز است، نتایج بررسی های جدید نشان داده که این رقم کم هم است! دو اخترشناس با نام های پیتر ون دوکوم (از دانشگاه ییل) و چارلی کارنروی (از دانشگاه هاروارد- اسمیتسونین) با استفاده از تلسکوپ کک 1 در هاوایی هشت کهکشان بیضوی پرجرم را در خوشه های گیسو و سنبله بررسی کرده اند که نتایج مشاهدات آنها چندی پیش در نشریه ی علمی نیچر به چاپ رسیده است. طیف های تهیه شده توسط آنان دو اثر طیفی واضح را نشان میدهد که تنها میتواند مربوط به کوتوله های قرمز باشد. (کوتوله های قرمز ستاره هایی هستند که جرمی کمتر از یک سوم خورشید دارند.)


خوشه کهکشانی سنبله شامل حدودا 1300 کهکشان میشود که کهکشان های عظیم M86 و M84 از آن جمله اند.

کوتوله های قرمز بسیار کمنور هستند، به طور نمونه برخی از آنها حدود یک ده هزارم خورشید نور تولید میکنند. ستاره ی بارنارد، یک نمونه ی مشهور از کوتوله های قرمز، که در فاصله تنها 6 سال نوری از ما واقع شده است چنانچه در یکی از این کهکشان ها قرار میگرفت از قدر نامحسوس 39+ (در طول موج فروسرخ) به حساب می آمد. از همین رو دوکوم و کانروی برای توجیه تابش های برملا کننده ی کوتوله ها اینگونه استدلال کرده اند که باید حداقل 80% تمامی ستارگان (و 60% تمامی جرم ستارگان) در کهکشان هایی که آنها مطالعه کرده اند از نوع کوتوله های قرمز باشند. این مقدار تقریبا 20 برابر فراوانی کوتوله های قرمز در کهکشان راه شیری است!

چنانچه بیشتر کهکشان ها بدین گونه ((زیر سنگین)) باشند در آن صورت تعداد ستارگان عالم باید سه برابر تخمین های قبلی باشد. از آن مهم تر، نتایج جدید به کیهان شناسان نشان میدهد که کهکشان های مختلف شامل ترکیبات جمعیتی مختلفی از ستارگان میشوند. برای مثال کهکشان های بیضوی، احتمالا جرم زیادشان را در نتیجه بلعیدن حریصانه ی کهکشان های مجاور به دست آورده اند.

فراوانی کوتوله های قرمز میتواند بدین معنا باشد که در داخل کهکشان های نزدیک به ما میزان کمتری ماده تاریک نسبت به آنچه که پیش از این محاسبه شده بود جای گرفته است. (ماده ی تاریک ماده ای معماگونه است که تاکنون مشاهده نشده و تنها از روی اثرات گرانشی اش شناسایی شده است.) نتایج جدید همچنین با گمانه زنی های پیشین مبنی بر اینکه کهکشان های بسیار پیر (که انتقال به سرخ بالایی دارند) شامل تعداد کمی کوتوله قرمز میشوند در تناقض است.

انتظار می رود یک ((آمارگیری)) مستقل دیگر از کهکشان ها و ستاره های درونشان توسط تلسکوپ فضایی هرشل آژانس فضایی اروپا انجام شود که در آن میزان درخشندگی کهکشان های دوردست در طول موج فروسرخ (طول موجی که کوتوله های قرمز بیشترین درخشش را در آن دارند) اندازه گیری خواهد شد.

منبع: Skyandtelescope.com

 

آخرین به روز رسانی ( پنجشنبه ۰۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۲ )
 

HIP 13044b : اولین سیاره فرا کهکشانی با چاشنی ویژگیهای منحصر به فرد اضافه!

نامه الکترونیک چاپ PDF

تنوع سیارات فراخورشیدی که می شناسیم، همچنان در حال گسترش است. اکنون کم کم داریم به جایی می رسیم که باید از خودمان بپرسیم، آیا ستاره ای هست که سیاره نداشته باشد؟!

هفته گذشته گروهی از اخترشناسان خبری جالب توجه درباره کشف سیاره ای با جرم حداقل 1/25 مشتری که به دور یک غول قرمز از قدر 10 در صورت فلکی کوره در فاصله 2 هزار سال نوری از ما قرار دارد، منتشر کردند.

تصویری خیالی از سیاره HIP 13044b ، اولین سیاره فرا کهکشانی که تاکنون کشف شده است.

این سیاره با استفاده از لغزش های سرعت شعاعی که در ستاره مادرش با نام HIP 13044 ایجاد کرده است، شناسایی شده است. از دوره گردش سریع این سیاره که برابر با 16/2 روز است واضح است که این سیاره در طی گردش در بخش درونی مدار بیضوی اش به سطح ستاره ی بزرگش بسیار نزدیک میشود (این فاصله تقریبا به اندازه قطر خورشید است!). این ستاره ی زرد رنگ بر روی رشته افقی نمودار هرتسپرونگ راسل قرار دارد و این بدین معناست که پیش از این به جرگه غول های قرمز پیوسته است و پس از طی اولین مرحله افزایش اندازه، اکنون در حال کوچک شدن است. ظاهرا این سیاره، هنگامی که ستاره در مرحله غول قرمز بوده در فاصله دورتری قرار داشته و پس از آن شروع به نزدیک شدن به ستاره کرده است. و این شاید به خاطر بر هم کنش های کشندی بین این دو جرم بوده است، چرا که در غیر این صورت این سیاره اکنون باید در درون شکم ستاره جای میگرفت!

این سیاره از دو جهت دیگر هم منحصر به فرد است. ستاره ی مادر این سیاره کمترین میزان عناصر سنگین را در بین ستاره های صاحب سیاره ای که تاکنون شناخته شده اند، دارد. یکی از اولین روندهایی که بین سیارات فراخورشیدی کشف شد این بود که هرچه قدر درصد عناصر سنگین در ساختار ستاره مادر بیشتر باشد، به همان مقدار شانس یافتن سیارات به دور ستاره افزایش می یابد. اما دانشمندان تاکنون مرزی را نیافته اند که در آن کمبود شدید عناصر سنگین مانع از به وجود آمدن سیاره در اطراف ستاره شود.

و اما سومین نکته قابل توجه در مورد این ستاره و سیاره این است که آنها اصلا در کهکشان راه شیری شکل نگرفته اند! این ستاره در یک مسیر با چنان سرعت بالایی قرار دارد که در واقع باید آن را جزئی از ((توده هلمی)) به حساب آورد، ((توده هلمی)) در واقع گروهی از ستارگان است که در اصل مربوط به کهکشان کوتوله ای میشوند که حدود 6 تا 9 میلیارد سال پیش به درون کهکشان راه شیری سقوط کرده و البته تاکنون کاملا درون آن محو نشده است.


تلسکوپ 2/2 متری MPG در رصدخانه جنوبی اروپا در لاسیلای شیلی میتواند نور دریافتی را وارد طیف نگار بسیار دقیقی نماید تا لغزش های گرانشی ستاره ها را به منظور کشف سیارات مورد بررسی قرار دهد. شاید HIP 13044b عجیب ترین کشف این تلسکوپ تاکنون بوده باشد.

جانی ستیاوان از انستیتوی ماکس پلانک که ریاست که این تحقیق را بر عهده دارد میگوید: ((این کشف بخشی از یک مطالعه است که در آن ما با استفاده از روشی معین سیارات فراخورشیدی در حال چرخش به دور ستاره هایی که در انتهای زندگیشان قرار دارند را جستجو میکنیم. این کشف به ویژه هنگامیکه ما به آینده ی دور منظومه شمسی خودمان فکر کنیم جالب توجه است.)) فراموش نکنیم که خورشید حدود 7 میلیارد سال دیگر به یک غول سرخ تبدیل خواهد شد.

هر سیاره ی دیگری که نسبت به این سیاره به ستاره HIP 13044 نزدیکتر بوده احتمالا تاکنون از پا درآمده است. ستیاوان میگوید: ((این ستاره به نسبت سایر ستارگان رشته افقی با سرعت بیشتری به دور خودش می گردد. یکی از توضیحاتی که در این باره میتوان ارائه داد این است که این ستاره در طی دوران غول سرخیش سیارات درونی را بلعیده و همین باعث افزایش سرعت چرخش آن شده است.))

 

 

منبع: اسکای اند تلسکوپ

آخرین به روز رسانی ( شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۶ )
 
صفحه 1 از 3